بازار مسکن تهران در مرداد ۱۴۰۵ نسبت به ماه قبل کمی فعالتر شد. تعداد معاملات افزایش پیدا کرد، قیمتهای پیشنهادی رشد خفیفی داشتند و میانگین قیمت قطعی نیز بالاتر رفت. در ظاهر، این تغییرات میتواند نشانهای از بازگشت خریداران باشد؛ اما بررسی جزئیات بازار نشان میدهد بخشی از این تقاضا از جایی خارج از بازار مسکن تأمین شده است: طلا، سکه و ارز.
طبق آمار منتشرشده، حدود ۱۳۰۰ واحد مسکونی در تهران طی مرداد معامله شد؛ در حالی که حجم معاملات تیر حدود هزار واحد بود. به این ترتیب، تعداد معاملات در یک ماه حدود ۳۰ درصد افزایش پیدا کرد. همزمان، متوسط قیمت پیشنهادی آپارتمانهای تهران به ۲۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برای هر مترمربع رسید و میانگین قیمت قطعی نیز حدود ۱۹۲ میلیون تومان ثبت شد. هر دو شاخص نسبت به تیر ۳.۲ درصد افزایش داشتند.
با این حال، نکته مهمتر از رشد تعداد معاملات، ترکیب خریدارانی است که توانستهاند وارد بازار شوند. بررسیهای میدانی نقلشده در گزارش نشان میدهد بخشی از متقاضیان خرید مسکن با پشتوانه طلا، سکه و دلار معامله کردهاند. یعنی افزایش قدرت خرید این گروه الزاماً از رشد درآمد یا وام مسکن نیامده، بلکه حاصل افزایش ارزش داراییهایی بوده که طی ماهها یا سالهای گذشته نگهداری کردهاند.
اولین نشانه تغییر در بازار مرداد، افزایش تعداد قراردادهای خریدوفروش بود.
حدود هزار معامله در تیر به حدود ۱۳۰۰ معامله در مرداد رسید. رشد ۳۰ درصدی در یک ماه، آن هم پس از دورهای که بخش زیادی از خریداران در حالت انتظار قرار داشتند، قابل توجه است. اما این عدد باید در مقیاس واقعی بازار تهران دیده شود.
حجم معاملات مرداد هنوز حدود ۳۵ درصد کمتر از اردیبهشت بود؛ ماهی که حدود ۲۰۰۰ معامله قطعی آپارتمان در تهران انجام شد. حتی همان سطح معاملات نیز نشانه رونق بازار محسوب نمیشد. در گزارش مورد استناد، محدوده رونق بازار تهران زمانی در نظر گرفته شده که تعداد خریدوفروشهای ماهانه به حدود ۸ تا ۱۰ هزار واحد برسد.
بنابراین، افزایش معاملات مرداد را نمیتوان بازگشت کامل رونق دانست. آنچه بیشتر به چشم میآید، فعال شدن بخشی از تقاضای متوقفشده است؛ خریدارانی که تا ماه قبل حاضر یا قادر به معامله نبودند، اما در مرداد شرایط برای بخشی از آنها تغییر کرد.
تحرک بیشتر بازار فقط در تعداد قراردادها دیده نشد. قیمتها نیز نسبت به تیر کمی افزایش پیدا کردند.
متوسط قیمت پیشنهادی فروشندگان در مرداد به حدود ۲۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برای هر مترمربع رسید. این رقم نسبت به ماه قبل ۳.۲ درصد افزایش داشت. طبق همان گزارش، سطح قیمت پیشنهادی فعلی نسبت به سال قبل نیز ۱۰۶ درصد بیشتر شده است.
در سمت معاملات انجامشده نیز متوسط قیمت قطعی به حدود ۱۹۲ میلیون تومان برای هر مترمربع رسید. رشد ماهانه این شاخص نیز ۳.۲ درصد گزارش شده است.
همزمانی افزایش تعداد معاملات و رشد قیمت قطعی اهمیت دارد. اگر تنها قیمت آگهیها بالا میرفت، میشد افزایش قیمت را بیشتر به انتظار فروشندگان نسبت داد. اما وقتی تعداد قراردادها و قیمت قطعی همزمان افزایش پیدا میکنند، مشخص میشود بخشی از خریداران نیز حاضر شدهاند وارد معامله شوند.
البته رشد ۳.۲ درصدی همچنان از یک حرکت آرام خبر میدهد، نه جهش ناگهانی قیمت.
بازگشت خریداران را نمیتوان فقط با یک عامل توضیح داد.
طبق تحلیل ارائهشده در گزارش، بخشی از افزایش تقاضا پس از چند هفته کاهش تنش و توقف حملات شکل گرفت. در شرایطی که نااطمینانی بالا باشد، خرید خانه که یکی از بزرگترین تصمیمهای مالی خانوار است، معمولاً راحتتر به تعویق میافتد. با آرامتر شدن نسبی فضا، بخشی از خریدارانی که تصمیم خود را متوقف کرده بودند دوباره وارد بازار شدند.
اما عامل دوم، جنبه کاملاً اقتصادی داشت: بخشی از متقاضیان با سرمایهای وارد بازار شدند که در طلا، سکه یا ارز نگهداری کرده بودند.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که تصویر متفاوتی از «قدرت خرید مسکن» ارائه میکند. برای این گروه، توان خرید خانه الزاماً با حقوق ماهانه یا میزان پسانداز نقدی سنجیده نمیشود. ارزش داراییهایی که طی سالهای گذشته جمع کردهاند نیز بخش اصلی بودجه خرید را تشکیل میدهد.
برای بسیاری از خانوارها، خرید طلا در سالهای گذشته فقط یک سرمایهگذاری مستقل نبوده است. بعضی افراد طلا، سکه، ارز یا دیگر داراییها را با این هدف نگهداری کردهاند که در آینده بتوانند بودجه خرید خانه خود را تکمیل کنند.
وقتی قیمت مسکن بسیار بالاتر از توان پسانداز ماهانه قرار میگیرد، جمع کردن کل بودجه خرید خانه بهصورت نقدی دشوار میشود. در چنین وضعیتی، خانواده ممکن است بهتدریج دارایی بخرد و منتظر بماند تا مجموع ارزش آن به سطحی برسد که بتواند وارد بازار مسکن شود.
در گزارش مرداد نیز کارشناسان اقتصادی به همین رفتار اشاره کردهاند. بر اساس این تحلیل، بخشی از خانوارهایی که در سالهای گذشته در بازارهایی مانند طلا، دلار و سهام سرمایهگذاری کردهاند، هدفشان ساختن بودجه لازم برای خرید مسکن بوده است. زمانی که بازدهی این داراییها قدرت خرید کافی ایجاد کند، سرمایه میتواند از بازارهای دیگر به سمت ملک حرکت کند.این اتفاق در مرداد برای گروهی از خریداران رخ داد.
یکی از بخشهای قابل توجه گزارش، اظهارات واسطههای بازار درباره سهم بالای طلا در بودجه بعضی خریداران است.
برخی واسطهها گفتهاند در میان تعداد محدودی از خریدارانی که موفق به انجام معامله قطعی شدهاند، حتی حدود ۹۰ درصد بودجه خرید از محل طلا تأمین شده است.
این عدد را نمیتوان به همه معاملات تهران تعمیم داد. گزارش نیز آن را درباره «معدود خریداران» و بر اساس گفته برخی واسطهها مطرح کرده است. با این حال، همین مشاهده نشان میدهد طلا برای بخشی از تقاضای فعلی بازار مسکن فقط یک دارایی جانبی نیست، بلکه میتواند بخش اصلی سرمایه خرید خانه باشد.
برای مثال، فردی که چند سال قبل امکان خرید آپارتمان نداشته، ممکن است در این مدت بخش زیادی از پسانداز خود را به طلا تبدیل کرده باشد. اگر ارزش این دارایی نسبت به قیمت مسکن سریعتر رشد کند، فاصله او با خانه موردنظر کمتر میشود.
در چنین شرایطی، حتی بدون افزایش چشمگیر درآمد، قدرت خرید فرد در بازار ملک میتواند بهتر شود.
ورود سرمایه طلایی به بازار الزاماً به این معنا نیست که خریدار ابتدا همه طلا را میفروشد و سپس با پول نقد به سراغ خانه میرود.
طبق گزارش، یکی از روشهایی که در بازار دیده شده تهاتر طلا و سکه با بخشی از ارزش ملک است. یعنی خریدار و فروشنده توافق میکنند مقدار مشخصی طلا یا سکه بهعنوان بخشی از ثمن معامله در نظر گرفته شود.
روش دیگر این است که ابتدا پیشپرداخت نقدی انجام شود و پیشنویس قرارداد به امضا برسد. سپس خریدار دارایی خود را نقد میکند و باقی مبلغ معامله را به فروشنده میپردازد.
وجود چنین روشهایی نشان میدهد بازار مسکن میتواند مقصد نهایی سرمایههایی باشد که مدتها خارج از این بازار نگهداری شدهاند.
البته در چنین معاملاتی، مشخص بودن جزئیات تسویه اهمیت زیادی دارد. ارزش طلا، مقدار دارایی، زمان تحویل و نحوه محاسبه باید به روشنی در قرارداد مشخص شود تا نوسان قیمت باعث اختلاف میان طرفین نشود.
رشد معاملات مرداد به این معنا نیست که قدرت خرید عمومی خانوارها افزایش پیدا کرده است.
بخش بزرگی از متقاضیان مصرفی ممکن است اصلاً دارایی قابل توجهی در بازار طلا یا ارز نداشته باشند. برای این گروه، افزایش قیمت مسکن همچنان میتواند فاصله آنها با خرید خانه را بیشتر کند.
در نتیجه، افزایش معاملات ممکن است بیش از آنکه نشاندهنده بهبود توان مالی همه خانوارها باشد، حاصل ورود گروه خاصی از خریداران باشد که در سالهای قبل توانستهاند داراییهای دیگری جمعآوری کنند.
این تفاوت در تحلیل بازار اهمیت زیادی دارد. تعداد معاملات ممکن است افزایش پیدا کند، بدون اینکه مسئله قدرت خرید عمومی مسکن حل شده باشد.
به همین دلیل است که رشد ۳۰ درصدی معاملات را نباید به معنای بازگشت گسترده تقاضای مصرفی دانست.
در مرداد، متوسط قیمت دلاری مسکن تهران حدود ۱۱۲۱ دلار برای هر مترمربع گزارش شد. این عدد نسبت به ماه قبل اندکی افزایش داشت، اما بر اساس گزارش همچنان در سطحی قرار داشت که «نرمال» توصیف شده است.
این شاخص برای کسی که بخش زیادی از سرمایه خود را به دلار نگهداری کرده، اهمیت بیشتری دارد.
فرض کنید قیمت ریالی مسکن افزایش پیدا کرده باشد، اما در همان دوره ارزش دلار رشد بیشتری داشته باشد. در چنین شرایطی، کسی که سرمایهاش دلاری است ممکن است همچنان قدرت خرید مناسبی در بازار ملک داشته باشد.
به همین خاطر، بعضی سرمایهگذاران فقط قیمت تومانی خانه را دنبال نمیکنند. آنها بررسی میکنند که هر مترمربع آپارتمان معادل چه مقدار دلار است و ارزش داراییشان چند متر ملک را پوشش میدهد.
گزارش همچنین اشاره میکند که در برخی مقاطع اواخر دهه ۹۰، قیمت دلاری مسکن تهران تا حدود ۱۵۰۰ دلار برای هر مترمربع نیز افزایش یافته بود؛ هرچند شرایط اقتصادی و غیراقتصادی امروز متفاوت است و نمیتوان همان الگو را مستقیماً به بازار فعلی تعمیم داد.
افزایش ورود خریداران معمولاً تقاضای مؤثر را بیشتر میکند؛ یعنی افرادی وارد بازار میشوند که فقط متقاضی نیستند و واقعاً بودجه لازم برای انجام معامله را دارند.
این موضوع میتواند قدرت چانهزنی برخی فروشندگان را افزایش دهد، بهخصوص اگر در یک محدوده تعداد فایل مناسب محدود باشد.
در مرداد، رشد همزمان قیمت پیشنهادی و قطعی نشان میدهد بازار تا حدی به سمت قیمتهای بالاتر حرکت کرده است. با این حال، حجم پایین معاملات اجازه نمیدهد از شکلگیری یک موج عمومی افزایش قیمت صحبت کنیم.
۱۳۰۰ معامله برای شهری به بزرگی تهران همچنان عدد محدودی است. بنابراین اثر ورود سرمایههای طلا و ارز در حال حاضر بیشتر در قالب تحرک نسبی بازار دیده میشود تا یک رونق گسترده.
در مرداد، متوسط قیمت پیشنهادی حدود ۲۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان بود و متوسط قیمت قطعی معاملات حدود ۱۹۲ میلیون تومان.
این دو عدد نشاندهنده دو شاخص متفاوت هستند و اختلاف میان آنها را نمیتوان مستقیماً بهعنوان میزان تخفیف فروشنده محاسبه کرد. با این حال، وجود این فاصله یادآوری میکند که قیمت آگهی همیشه برابر با قیمت نهایی معامله نیست.
برای خریداری که قرار است بخش بزرگی از طلا یا دلار خود را برای خرید خانه مصرف کند، این نکته اهمیت دوچندانی دارد. فروش یک دارایی سرمایهای و تبدیل آن به ملک تصمیم کوچکی نیست. بنابراین بهتر است قبل از نقد کردن دارایی، قیمت چند ملک مشابه در همان محدوده بررسی شود.
سن بنا، متراژ، طبقه، پارکینگ، آسانسور، کیفیت ساختمان و حتی خیابانی که ملک در آن قرار دارد میتواند قیمت واقعی یک واحد را تغییر دهد.
وقتی تعداد معاملات افزایش پیدا میکند، ممکن است بخشی از خریداران نگران شوند که فرصت خرید را از دست بدهند. از طرف دیگر، فروشندگان نیز ممکن است با دیدن افزایش تقاضا قیمتهای بالاتری پیشنهاد کنند.
در چنین فضایی، تصمیم عجولانه میتواند هزینه زیادی داشته باشد.
در سامانه کیلید خریداران میتوانند فایلهای فروش را براساس محله، بودجه، متراژ، تعداد اتاق، سال ساخت و امکانات موردنظر محدود کنند. این مقایسه کمک میکند مشخص شود بودجه حاصل از فروش طلا یا ارز در کدام محلهها و برای چه نوع واحدهایی قدرت خرید ایجاد میکند.
بررسی آگهیها روی نقشه کیلید نیز امکان مقایسه موقعیت ملک را فراهم میکند. دو آپارتمان با قیمت نزدیک ممکن است از نظر دسترسی، خیابان، امکانات اطراف یا موقعیت ساختمان تفاوت قابل توجهی داشته باشند.
در کنار مقایسه فایلهای مشابه، ارزیابی هوشمند کیلید نیز میتواند برای بررسی قیمت یک ملک بهعنوان مرجع کمکی مورد استفاده قرار گیرد. این موضوع بهخصوص برای خریدارانی اهمیت دارد که قرار است بخش مهمی از دارایی سرمایهای خود را به مسکن تبدیل کنند.
آمار مرداد یک تصویر دوگانه از بازار مسکن تهران ارائه میدهد.
از یک سو، معاملات نسبت به تیر حدود ۳۰ درصد افزایش پیدا کرده و قیمتهای پیشنهادی و قطعی هر دو ۳.۲ درصد رشد داشتهاند. از سوی دیگر، تعداد ۱۳۰۰ معامله همچنان فاصله بسیار زیادی با سطحی دارد که بتوان آن را رونق بازار نامید.
آنچه تغییر کرده، حضور بخشی از خریدارانی است که پس از دورهای انتظار دوباره توانستهاند وارد معامله شوند. در میان این گروه، دارندگان طلا، سکه و ارز نقش قابل توجهی داشتهاند.
سرمایههایی که طی سالهای گذشته خارج از بازار مسکن نگهداری شده بودند، برای برخی خانوارها به بودجه خرید خانه تبدیل شدهاند. همین جریان، در کنار کاهش نسبی فضای انتظار، بخشی از رشد معاملات مرداد را توضیح میدهد.
با این حال، هنوز برای صحبت از تغییر اساسی مسیر بازار زود است. اگر افزایش معاملات در ماههای بعد نیز ادامه پیدا کند، میتوان با اطمینان بیشتری از خروج تدریجی بازار از رکود معاملاتی صحبت کرد. در شرایط فعلی، مرداد بیش از آنکه ماه رونق مسکن باشد، ماه بازگشت محدود سرمایه و خریدار به بازاری بود که مدتها با کمبود معامله روبهرو بود.
اینکه بعضیها با فروش طلا و سکه وارد مسکن شدن، الزاماً به معنی بهتر شدن وضعیت مالیشون نیست؛ ممکنه فقط داراییشون رو از یک بازار به بازار دیگه منتقل کرده باشن. این تفاوت توی تحلیل خیلی مهمه.
کاملاً. افزایش توان خرید این گروه را نباید با افزایش درآمد اشتباه گرفت. در واقع بخشی از سرمایه قبلی از بازار طلا و ارز خارج شده و به بازار مسکن منتقل شده است؛ بنابراین اثر آن با رشد قدرت خرید ناشی از افزایش دستمزد متفاوت است.