شنبه / ۲۳ خرداد / ۱۴۰۵ Saturday / 13 June / 2026
×

یک تحلیلگر بازارهای مالی گفت: اکنون که گرد و غبار هیجانات اولیه فرو نشسته، بازار سرمایه در یک نقطه عطف قرار گرفته و سه سناریوی اصلی شامل جهش بازسازی، رکود فرسایشی و تورم هزینه، پیش روی صنایع بورسی و بازار وجود دارد.

سناریوهای پیش‌ روی صنایع بورسی و بازار سرمایه / نقطه عطف بورس چیست؟
  • کد نوشته: 72438
  • ۲۳ خرداد
  • 4 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، هلن عصمت‌پناه درباره روند بازار سرمایه بعد از بازگشایی اظهار کرد: در جهان اقتصاد، هیچ متغیری به اندازه «عدم قطعیت برخاسته از جنگ»، توان دگرگونی معادلات را ندارد. بازگشایی بازار بورس تهران بعد از یک برهه زمانی سخت، تنها یک رویداد معاملاتی نیست، بلکه نمایشی از تقابل «منطق سرمایه» با «واقعیت‌های زیرساختی» است. وقتی بازارها پس از یک وقفه پرمخاطره بازگشایی می‌شوند، شاخص‌ها نه تنها آینه‌ تمام‌نمای وضعیت موجود، بلکه نبض انتظارات جمعی یک ملت و تصویری از امیدها و نگرانی‌های مردم برای فردا هستند.

    وی ادامه داد: رفتار غیرمنتظره بازار سهام پس از بازگشایی اخیر، آنجا که شاخص‌ها در واکنش به آسیب‌های گسترده به پتروشیمی و فولاد به جای فروپاشی، مسیر صعودی را در پیش گرفتند، یک «خطای محاسباتی» نیست، بلکه یک «ساز و کار بقا» در اقتصاد ایران است.

    عصمت‌پناه تصریح کرد: این جهش خلاف جریان آب، حاصل همگرایی سه نیروی پنهان است؛ تغییر مقیاس ارزش‌گذاری (تجدید ارزیابی تورمی) بازار سرمایه ایران در دوران پساجنگ، از مدل «سودآوری عملیاتی» به مدل «حفظ ارزش دارایی» شیفت کرد. «وقتی ارزش پول ملی کاهش می‌یابد، هزینه ساخت دوباره‌ کارخانه‌ها به شدت بالا می‌رود، در نتیجه، ارزش واقعی دارایی‌ها و کارخانه‌های موجود در بورس به صورت خودکار با قیمت‌های جدید و تورمی بازار تطبیق پیدا کرده و قیمت سهام رشد می‌کند.» دیگر اینکه پدیده «کمیابی تحمیلی»، آسیب به زیرساخت‌های پتروشیمی و فولاد به منزله حذف عرضه است. در ذهن سرمایه‌گذاران، این کمبود عرضه به معنای افزایش قدرت قیمت‌گذاری شرکت‌های باقی‌مانده و رشد حاشیه سود در محصولات داخلی است. نیروی دیگر حمایت ساختاری برای بازسازی. نقدینگی انباشته شده در دوران تعطیلی، با تکیه بر سیگنال‌های دولتی مبنی بر احیای صنایع استراتژیک، به جای خروج، به سمت سهم‌های ‌ «بزرگ مقیاس» حرکت کرد تا عملاً بخشی از تامین مالی بازسازی را پیش‌خور کند.

    این کارشناس بازار سرمایه توضیح داد: اکنون که گرد و غبار هیجانات اولیه فرو نشسته، بازار در یک نقطه عطف قرار گرفته و حرکت بعدی آن در یکی از سه مسیر زیر شکل خواهد گرفت؛ حالت اول: جهش بازسازی (خوش‌بینانه)؛ «تامین بودجه برای خرید تجهیزات و سرعت بخشیدن به تعمیرات اساسی کارخانه‌ها جهت بازگشت سریع به چرخه تولید». حالت دوم: رکود فرسایشی (واقع‌بینانه) «طولانی شدن زمان رفع موانع عملیاتی و محدودیت‌های زنجیره تأمین» و حالت سوم: تورم هزینه‌ای (بدبینانه) «کاهش سود خالص شرکت‌ها به دلیل صرف درآمدها برای تعمیر و نوسازی کارخانه‌ها.» آنچه امروز در بازار شاهد هستید، «بورس عادی» نیست، بلکه یک «بورس بازسازی» است. در این شرایط، بزرگترین اشتباه، اتکا تک بعدی بر نسبت‌های مالی سنتی است.
     
    او با بیان اینکه در این مقطع، باید تمام ابعاد بررسی شود و به دنبال شرکت‌هایی بود که «دارایی‌های فیزیکی‌شان کمتر آسیب دیده» اما ‌قیمت‌گذاری محصولاتشان به ارز و نرخ تورم گره خورده است، گفت: این سهم‌ها در واقع «سپر تورمی» شما در دوران گذار خواهند بود و مدل کسب‌وکار آن‌ها مبتنی بر تقاضای مصرفی‌مداوم است. شرکت های غذایی، دارویی و شرکت های خدماتی که فروش آنها به نوسانات زیرساختی صنایع سنگین وابسته نیست از جمله صنایع مد نظر به حساب می آیند.

    این کارشناس بورس تصریح کرد: مزیت این صنایع: هنگام شدم نرخ اسمی با تورم، پایداری در جریان نقدی، نوسانات کمتر در زمان‌های بحرانی و امنیت سبد دارایی در برابر شوک‌های ناگهانی. ریسک این صنایع: بازدهی محدودتر در مقایسه با صنایع پرشتاب بازسازی و اما موضوع با اهمیت توجه به صنایع مبتنی بر معدن و استخراج فلزات گران‌بهای بازار است که به عنوان «پناهگاه امن» عمل می‌کنند. بررسی محصولات معدنی (به ویژه طلا و فلزات گرانبها)، که در بازارهای جهانی ارزش ذاتی ثابتی دارند. استخراج این معادن فارغ از شرایط نوسازی ‌زیرساخت های داخلی، یک جریان درآمدی ارزی و قدرتمند ایجاد می‌کند که ریسک سبد شما را در دوران نوسان به شدت کاهش می‌دهد. مزیت این صنایع پایداری در جریان نقدی، همبستگی معکوس با تورم و امنیت بالای دارایی در برابر شوک‌های اقتصادی است و ریسک این صنایع حساسیت به تغییرات جهانی قیمت جهانی فلزات و محدودیت‌های لجستیکی در انتقال محصول است. در زمان‌هایی که ابهامات ژئوپلیتیک و ریسک‌های تورمی بالا هستند، تکیه صرف بر یک بازار منطقی نیست.  

    عصمت‌پناه ادامه داد: طلا و فلزات گران‌بها (سنگر اصلی) در شرایط فعلی، طلا به عنوان «لنگرگاه امن» عمل می‌کند. پیشنهاد می‌شود بخش اعظم (به عنوان مثال، حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد) از سبد دارایی خود را به انواع دارایی‌های مبتنی بر طلا (مانند صندوق‌های پشتوانه طلا در بورس یا طلای فیزیکی یا سهام مبتنی بر فلزات گرانبها) اختصاص دهید تا در برابر کاهش احتمالی ارزش پول ملی مصون بماند. دارایی‌های ارزی و دلاری: نگهداری بخشی از دارایی به صورت ارز یا سهام شرکت‌های «صادرات محور» که درآمدهای ارزی دارند یا دارایی های دلار محور، نقشی حیاتی در تعدیل اثرات تورم دارد. این دارایی‌ها همانند یک ضربه‌گیر در برابر افت ارزش ریال عمل می‌کنند. صندوق های سرمایه‌گذاری بورس: برای کاهش ریسک سبد، از صندوق‌های «سهامی» یا «درآمد ثابت» یا «مختلط» بر وزن میزان پذیرش ریسک خود و میزان نقدینگی، استفاده کنید. صندوق‌های سهامی و مختلط به شما اجازه می‌دهند بدون نیاز به تحلیل دقیق تک‌تک شرکت‌ها، از رشد کلی بازار پسا بحران بهره‌مند شوید و صندوق‌های درآمد ثابت نیز نقدینگی شما را در روزهای پرنوسان بازار حفظ میکنند.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *